سلام به همه!

نهم جوزا یا خرداد سال 1385 برابر بود با بیست و دومین سالروز تولدم. شبکة جامعة مدنی و حقوق بشر در مزارشریف مکتب تابستانی حقوق بشر را دایر کرده بود که من یکی از شرکت کننده گان این مکتب بودم. در چند روزی که در این مکتب بودم با نماینده گان نهادهای جامعة مدنی نه ولایت شمال دوست شدم و خیلی خیلی هم صمیمی. این صمیمیت ها باعث آن شد تا شبکة جامعة مدنی و حقوق بشر در شب نهم جوزای سال جاری بیست و دومین سال روز تولدم را جشن بگیرد. واقعاً برایم به یاد ماندنی بود. همه گی از جایشان بر میخاستند و در مورد من خاطرات خود را میگفتند. جالب ترین صحبتها را متین آذریون، ملک ستیز، سروش کاظمی، حامد خاوری، آقای بسیم از ولایت بغلان، انجنیر عبدالشکور از بلخ، آقای شریفی از تخار، ذکیه حیدری از کندز، مرضیه بهادری از جوزجان، آقای خرمی از کابل و سایر دوستان حاضر در آن مجلس بیان داشتند. بعضی های شان خنده دار بود و بعضی های شان مرا وا میداشت تا از نهایت خوشی گریه کنم. وقتی میخواستم کیک را بِبُرم بچه ها و دخترها دورم گرد آمدند و تقاضا کردند تا با هم آن را ببریم. خیلی خیلی محبت نشان دادند. از این همه محبتی که نسبت به من نشان دادند نمیدانم به کدام زبان سپاسگزاری کنم. به هر حال در بخش دیگر، سالروز تولدم را پسرها با رقص و دخترها یکجا با پسرها با فکاهی گویی و مشاعره جشن گرفتند. به همین ترتیب جالب ترین و خوش ترین خاطره را برایم آنان آفریدند و من توسط این مطلب از آنان تشکری میکنم. بخصوص از خانم منویلا و شبکة جامعه مدنی و حقوق بشر که زمینه را برای آفریدن این خاطره فراهم آورده بودند.

با سپاس

سهراب سامانیان


 

نوشته شده توسط سهراب سامانیان در چهارشنبه 10 خرداد1385 ساعت 17:13 موضوع | پيوند ثابت