پس از سلام. بنده خوشحالم که میتوانم تا با شما عزیزان گرامی نبشته ها و درد دلهای خویش را از طریق این وبلاگ در میان میگذارم. داستانهای کوتاهی که در این ماه برای تان پخش کرده ام - از اولین داستانهای من استند که در مجموعه یی زیر نام سفر به سوی آفتاب از سوی انجمن آزاد نویسنده گان بلخ نیز به نشر رسیده بود. اکنون با استفاده از فرصت آن داستانهای اولی ام را از این طریق به دسترس شما قرار دادم. با آخرین توان خود میکوشم که تمامی نوشته های تازهء خویش را نیز از طریق این وبلاگ برای شما پیشکش کنم. در مقابل این پیشکش از تمامی سروران گرامی یی که به این وبلاگ آمد و شد میکنند - تمنای همکاری های صمیمانه یی را دارم و از آن عده گرامیانی که در عرصه داستان کوتاه آگاهی و مطالعه دارندُ تقاضا دارم تا در این عرصه از طریق این وبلاگ و یا نشانی الکترونیکی یی که در زیر آمده است - مرا یاری برسانند.
با عرض سپاس
سهراب سامانیان
نوشته شده توسط سهراب سامانیان در سه شنبه 16 اسفند1384 ساعت 13:38 موضوع | پيوند ثابت
(اسیر نخستین داستانی بود که در آبان 1381 نوشتم. تأثیری که این نبشته بالای دوستانم گذاشته بود، باعث آن گردید تا مرا در عرصة نوشتن داستان کوتاه قاطع تر سازد. اسیر بود که مرا به انجمنهای فرهنگی و ادبی بلخ راه داد و منجر به این شد تا عاشق داستانخوانی و داستاننویسی شوم.
اما اسیر کهِ بود؟ اسیر فرد فرد ملت مظلوم ما بود که در زمان طالبان مورد ظلم و جفای آن خون آشامان قرار گرفته و تا سرحد مرگ غرور خویش را حفظ کردند.)
نوشته شده توسط سهراب سامانیان در سه شنبه 16 اسفند1384 ساعت 13:25 موضوع | پيوند ثابت
(سنگسار روایت واقعه یی است که در زمان سیاه طالبان مانند صدها واقعة دیگر رُخ داده بود که در آذر 1381 نوشته شده و یکی از نخستین داستانواره های بنده است. این داستان را به تمام زنان بی گناه و پاکدامنی که قربانی وحشت شده اند تقدیم میکنم.)
نوشته شده توسط سهراب سامانیان در سه شنبه 16 اسفند1384 ساعت 13:24 موضوع | پيوند ثابت
(این داستان که اشاره یی به کابوسی است که دژخیمان و آدمستیزان سیاه و سفید در سه سال برای مردمان بلخ آفریدند. در دیماه 1381 نوشته شده است.)
این داستان کوتاه را به قربانیان کابوس خویش تقدیم میکنم.
نوشته شده توسط سهراب سامانیان در سه شنبه 16 اسفند1384 ساعت 13:23 موضوع | پيوند ثابت
( این داستان کوتاه، یکی از نخستین داستانهای من است که به سفارش مجلة «رنا» که در راستای حقوق بشر نشرات داشت، در دیماه 1381 نوشته شده و بار نخست در شمارة دوم، اسفندماه 1381 مجلة «رنا» و سپس در مجموعة داستان «سفر به سوی آفتاب» به چاپ رسیده است. سوژه یی که در داستان انتخاب شده است، حکایتی است حقیقی.)
نوشته شده توسط سهراب سامانیان در سه شنبه 16 اسفند1384 ساعت 13:22 موضوع | پيوند ثابت
(این داستان به پذیرة هزارة ناصر خسرو بلخی قبادیانی، به سرطان 1382 نوشته شده و بار نخست در شمارة سوم، سنبلة 1382، نشریة «کیان» در افغانستان و بار دوم به سال 1383 در نخستین مجموعة داستانهایم به نام «سفر به سوی آفتاب» به چاپ رسیده است.)
نوشته شده توسط سهراب سامانیان در سه شنبه 16 اسفند1384 ساعت 13:20 موضوع | پيوند ثابت
درباره خودم

سهراب سامانیان هستم. در خرداد 1363 در مزارشریف مرکز استان بلخ زاده شده ام. پدرم یک شاعر بود و مادرم قرآن درس میداد. در شش ساله گی شامل دبستان شدم و به سال 1380 از دبیرستان (لیسه) آریانا فارغ شده و از آغاز سال 1381 تا دیماه 1384 در رشته روزنامه نگاری دانشکده’ ادبیات و علوم بشری دانشگاه بلخ به آموزش عالی خویش پرداختم.
کارهای مطبوعاتی ام از همکاری با مجله شوخک از 1376 آغاز یافت و پس از آن با روزنامه بیدار, ماهنامه’ ادبی راه, انجمن آزاد نویسنده گان بلخ, ماهنامه’ راه ابریشم و سایر نشریه ها و کانونهای فرهنگی بلخ و کابل همکاری کردم.
در سالهای سیاه طالبان در بلخ بودم و اکثر واقعاتی را که در آن زمان در شهر مزارشریف اتفاق افتاده بود به چشم سر دیده ام.
داستاننویسی را از سال 1381 آغاز کرده ام و یک مجموعه از داستانهای کوتاهم را نیز زیر نام ،سفر به سوی آفتاب، در سال 1383 انجمن آزاد نویسنده گان بلخ منتشر کرد. اکنون یک مجموعه’ دیگر آماده چاپ دارم.
فهرست اصلی
دوستان
کاخ ادبی نگار
قادر مرادی ـ هلند
ماهنامه’ پدیدار
صالح محمد خلیق
شفیق نامدار
آتی بان
سروش کاظمی
انجمن نویسنده گان بلخ
عفیف باختری
صادق عصیان
سمیع حامد
ژکفر حسینی
مجلة ادبیات داستانی
كانون ويبلاگ نويسان افغانستان
نوشته های پیشین
بهمن 1387
آبان 1387
اردیبهشت 1387
آبان 1386
مرداد 1386
فروردین 1386
دی 1385
آبان 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
طراح قالب
POWERED BY